آکو بیزینس

بهانه ممنوع _ قسمت 1

موفقیت

۱۴ فروردین ۱۴۰۱ 616 بازدید
آکو بیزینس
بهانه-ممنوع-قسمت-1

بهانه ممنوع _ قسمت 1

معجزه نظم و ترتیب شخصی

برای ناکامی ها هزار بهانه بیان می شود اما دریغ از یک دلیل خوب – مارک تواین

چرا بعضیها از دیگران موفق ترند ؟

چرا بعضی ها درآمد بیشتری کسب می کنند ، زندگی شادمان تری دارند و در مقایسه با اکثریت مردم به موفقیت های بیشتری می رسند ؟

رمز و راز موفقیت کدام است ؟

اغلب همایشهای خود را با تمرین کوچکی شروع می کنم . از حاضران در جلسه می پرسم : ( چند نفر از شما می خواهید درآمدتان را به دو برابر افزایش دهید ؟)

تقریبا همه لبخندی می زنند و دستشان را بالا می برند . بعد می پرسم : ( چند نفر شما می خواهید از وزن بدن خود بکاهید ؟

بدهیهایتان را بپردازید و خلاص شوید ؟

چند نفر می خواهید به استقلال مالی برسید ؟)

بار دیگر همه لبخند میزنند ، بعضیها چهره هاشان شاد می شود و جملگی دستهایشان را بالا می برند . بعد می گویم : ( عالیست. اینها هدفهای بزرگی هستند که همه دنبال می کنند .

همه ی ما می خواهیم درآمد بیشتری داشته باشیم .

همه ما می خواهیم با افراد خانواده بیشتر وقت بگذرانیم، می خواهیم از سلامتی جسمانی باشیم و به استقلال مالی برسیم .

(( نه تنها همه ما خواسته همسانی داریم ، بلکه همه ما می دانیم برای رسیدن به این خواسته هایمان چه باید بکنیم و همه می خواهیم این کار ها را انجام دهیم ; البته گاهی وقتا.

اما قبل از اینکه دست به کار شویم ، به این نتیجه می رسیم که می خواهیم به جای به نام (( جزیره یک روزی )) به مرخصی برویم .

(( می گوییم (( روزی )) این کتاب را خواهم خواند، روزی تمرینات ورزشی ام را شروع خواهم کرد.

روزی بر مهارت هایم می افزایم و پول بیشتری کاسب می کنم.

روزی امور مالی ام را کنترل خواهم کرد و از بدهی خلاص می شوم.

روزی همه کار هایی را که می دانم باید انجام دهم تا به هدفهایم برسم انجام میدهم. روزی. ))

احتمالا 80 درصد مردم مقیم جزیره روزی هستند. خیالپردازی می کنند و در رویا می خواهند (( روزی )) به خواسته برسند.

بهانه ممنوع _ قسمت 1

و در این جزیره روزی، در احاطه چه کسانی قرار دارند؟

دیگر ساکنان جزیره روزی و در این جزیره چه حرفهایی زده می شود؟

عذر و بهانه و توجیه!

همه دور هم می نشینند و برای حضور در این جزیره عذر و بهانه می آورند.

از یکدیگر می پرسند: (( برای چه به اینجا آمدی؟ ))

تعجبی هم وجود ندارد که همه عذر و بهانه هایشان یکسان است.

(من دوران کودکی خوبی نداشتم) ، (با ندازه کافی درس نخوندم) ، (پول ندارم) ، (رئیسم به شدت انتقاد آمیز حرف می زند) ، (ازدواج خوبی ندارم) ، (کسی قدر کار های من را نمی داند) یا (اقتصاد وحشتناک است.)

آنها با بیماری عذر و بهانه آمده اند، چیزی که برای موفقیت بسیارمهلک است. آنها جملگی قصد خیر دارند، اما همانطور که همه می دانند: (( جاده منتهی به جهنم با قصدهای خوب سنگفرش شده است. ))

اولین قاعده و قانون موفقیت بسیار ساده است: از این جریزه بیرون بروید !

بهانه کافیست. کارتان را بکنید یا نکنید _ اما بهانه نیاورید.

از مغز شگفت انگیز خود برای توجیه کردن و بهانه آوردن که چرا فلان اقدام را انجام ندادید، استفاده نکنید. کاری صورت دهید. دست به کار شوید!

برای خودتان تکرار کنید: ((مسئولیت به گردن من است! ))

بازنده ها عذر و بهانه می آورند و برندگان پیشرفت می کنند و به جلو می روند.

از کجا می فهمید که عذر و بهانه ی مورد علاقه شما اعتبار دارد یا ندارد؟ بسیار سادست است.

به اطراف خود نگاه کنید و بپرسید: ((آیا کس دیگری وجود دارد که از عذر و بهانه های شبیه من استفاده کند و موفق باشد؟ ))

وقتی این سوال را می پرسید، اگر صادق باشید باید اذعان کنید که هزاران و حتی میلیونرها نفر وجود دارند که حال و روزی به مراتب بدتر از شما داشته اند اما به موفقیت دست یافتند. کاری که هزاران و میلیونها نفر کرده اند، کاری است که شما هم می توانید انجام دهید _ کافیست امتحان کنید.

گفته شده است اگر اشخاص آن انرژی را که صر فبهانه آوردن می کنند، صرف رسیدن به هدف هایشان بکنند، از خودشان شگفت زده خواهند شدف اما قبل از آن باید از این جزیره خارج شوند.

بهانه ممنوع _ قسمت 1

شروع متواضعانه

اشخاص به ندرت با امتیاز بالا شروع می کنند. من شخصا دبیرستان را تمام نکردم. چندین سال باربری می کردم. تحصیلات محدودی داشتم، مهارت های محدودی داشتم، آینده محدودی هم داشتم. بعد از خودم سوال کردم: ((چرا بعضیها موفق تر از دیگرانند؟ )) این سوال زندگی مرا متحول کرد.

طی سالهای گذشته، هزاران کتاب و مقاله در زمینه موفقیت خوانده ام.

یکی از کیفیتهایی که اغلب فیلسوفان، معلمان و متخصصان درباره اش توافق دارند، اهمیت نظم و انضباط شخصی است.

نظم و ترتیب آن چیزی است که برای عذر و بهانه نیاوردن باید به آن تجهیز باشید.

این نضم وترتیب شخصی است که شما را از جزیزه خارج می کند.

این کلید زندگی عالی است و بدون آن هیچ موفقیت ادامه داری امکان پذیر نیست.

افزایش انضباط شخصی زندگی مرا تغییر داد.

زندگی شما را هم تغییر خواهد داد.

با توقع داشتن بیشتر از خود در فروش به موفقیت رسیدم و بعد در مدیریت پیشرفت کردم .

به تحصیلاتم ادامه دادم و در دوران 30 سالگی مدرک فوق لیسانس مدیریت بازرگانی گرفتم.

دریافت این مدرک به هزاران ساعت مطالعه احتیاج داشت.

من پیش از هر کس دیگری اتومبیل سوزوکی را به کانادا وارد کردم. در کانادا 65 بنگاه برای فروش این اتومبیل ها دایر نمودم و 25 میلیون دلار اتومبیل فروختم.

این را بدون اینکه درباره این صنعت اطلاعی داشته باشم انجام دادم . آنچه من داشتم نظم و انضباط شخصی بود تا آنچه را لازم است بیاموزم و بعد آموخته هایم را در عمل  مورد استفاده قرار بدهم.

بدون تجربه قبلی به فعالیت در زمینه املاک و مستغلات روی آموردم

در اینجا هم از قدرت نظم او انضباط شخصی استفاده کردم و به دنبال آن صد ها ساعت به برسی و مطالعه پرداختم.

آنگاه مراکز خرید ساختم، پارکهای صنعتی درست کردم، ساختمانهای اداری ساختم و خانه های مسکونی بنا کردم.

من به کمکم نظم و انضباط شخصی در زمینه های آموزشی، مشاوره، سخنرانی، نگارش، ضبط و توزیع تجارتهای موفقی دایر نمودم.

برنامه شنیداری و ویدیویی من،کتابهای که نوشتم و نیز برنامه های آموزشی ام به قیمت بیش از 500 میلیون دلار به 36 زبان و در بیش از 54 کشور به فروش رفته اند.

من مشاور بیش از 1000 شرکت بوده ام و بیش از 5 میلیون نفر را با سخنرانیها و همایشهایم آموزش داده ام.

در هر مورد نظم و انضباط شخصی اساس کار من بود است.

بهانه ممنوع _ قسمت 1

دلیل دستیابی به موفقیت

چند سال قبل در همایشی در شهر واشنگتن شرکت کرده بودم.

در فرصت ناهار به رستورانی رفتم که نزدیک محل همایش بود.

رستوران بسیار شلوغ بود.

در آخرین ردیف رستوران جایی برای خودم پیدا کردم و تنهایی آنجا نشستم. میزی چهار نفره بود.

چند دقیقه بعد مرد مسن متشخصی به اتفاق زنی جوان تر که به نظر می رسید معاون یا دستیارش باشد،

در حالی که سینی ها غذا در دستشان بود به من نزدیک شدند. مشخص بود که به دنبال میز خالی می گشتند . من بلافاصله بلند شدم و از آنها خواستم سر میز من بشینند.

ابتدا مردد بودند اما وقتی اصرار کردم، آمدند و سر میز من نشستند. ضمن صرف ناهار با هم حرف زدیم.

معلوم شد که اسم آن مرد کاپ کاپ مه یر است. من بلافاصله او را شناختم.

او در امر موفقیت یک حماسه بود.

کاپ کاپ مه‌یر چهار کتاب پر فروش نوشته بود. در هر یک از این کتابها به 250 اصل در زمینۀ موفقیت اشاره شده بود.

اینها حاصل چندین سال برسی و مطالعه بودند. من هر چهار کتاب او را خوانده بودم ، نه یکبار بلکه چند بار

پس از مدتی صحبت از او سؤالی کردم که هر کس دیگری هم اگر جای من بود این سوال را می پرسید. از او پرسیدم: (( از جمع این 1000 اصلی که برای موفقیت ارهئه داده‌اید، به نظرتان کدام از همه مهمتر است؟ ))

چشمکی به من زد و تیسمی بر لبانش نشست. انگار بارها و بارها این سوال را از او پرسیده بودند. لذا بدون مکث و تردید به من جواب داد: «مهمترین اصل موفقیت همانی است که البرت هیوبارد یکی از شاخص ترین نویسندگانی آمریکا در شروع قرن بیستم گفته است: «نظم و انضباط شخصی توانایی انجام دادن کاری است که باید بکنید; چه این را دوست بدارید و چه نداشته باشید. »

 

او در ادامه صحبتش گفت: «999 اصل موفقیت دیگر هم وجود دارد که من با مطالعه و تجربه‌هایم به آنها دست یافته ام، اما اگر نظم و ترتیب شخصی در کار باشد، همگی موثر واقع خواهند شد. »

از این رو می توان گفت که نظم و ترتیب شخصی کلید رسیدن به عظمت شخصی است. این یک کیفیت جادویی است که همۀ درها را به روی شما می گشاید.

این مقاله بر گرفته از کتاب بهانه ممنوع استاد برایان تریسی می باشد

ممنون از شما که ما را مهمان نگاه گرم و دلنشنتان کردید

بهانه ممنوع _ قسمت 1

برایان تریسی

آکو بیزینس مرجع رایگان و اصلی معرفی کسب و کار در ایران

بهانه ممنوع قسمت دو

 

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود اپلیکیشن آکو بیزینس نسخه اندروید